جعفر شهرى باف
113
طهران قديم ( فارسى )
برآمدگىاى نداشت ، چنان كه گفته شد آن را با پنبه يا دستمال گرفته بيرون ميآورد ، كه زيادتر هم آن را به صورت معاينه كه ملاحظه كند سفت يا شل يا قابل كندن نكندن مىباشد ، بيرون ميكشيد ، به اين كيفيت كه تا آخ نگفته آن را درآورده كف دستش ميگذاشت و يا كلبتين را كه در مشت يا آستينش قايم كرده بود به كار ميانداخت و در غير اين صورتها بود كه ابزارهاى سابق الذكر به كار ميآمدند ! در اين وقت اگر دندان بالا بايد كنده شود چهار پايهء كوتاه و اگر دندان پائين ، چهار پايهء بلند وارد كارزار ميگرديد و بايد خاطرنشان شود كه غير از شق اول كه ساده بپايان ميرسيد در ساير شرايط هميشه بايد دو سه تن بيكاره دستيارى داشته باشند و اينهم چنين بود كه چون مقدمات كار را فراهم مينمود ببهانهء آب آوردن يا پنبه خريدن و مثل آن از دكان بيرون آمده آنها را خبر مينمود و ايشان هم كه وقوف داشته پشت دكان مترصد بودند همچه كه استاد حاجى مشترى را روى چهارپايه مينشانيد وارد دكان شده يكىشان بعنوان تماشا پشت چهارپايه ميايستاد و كار باينصورت انجام ميگرفت كه اگر دندان بالا كشيده ميشد و با فشار اول بيرون آمده بود كه فبها و اگر نيامده بود و درد مشترى را از جا كنده بود كه ناچار حركت هولزدهء مشترى به طرف بالا و كشش پرنيروى استاد حاجى به طرف پايين دندان را بيرون ميآورد و اگر دندان پايين درد ميكرد و چهار پايه بلندتر آمده بود و طبعا مشترى با فشار كلبتين بيطاقت شده جلو دست استاد حاجى را گرفته اعلام انصراف مينمود ، كه با صورتسازى كه رضا به رضاى او مىباشد به او ميگفت ميل خودش مىباشد نميخواهد نميكند و برايش دوا ميگذارد و او را دو مرتبه بجاى خود مينشانيد و با همين نشانيدن او بود كه مأمور پشت چهار پايه ، چهار پايه را از زيرش كشيده مشترى به طرف زمين سقوط مينمود و در اين وقت بود كه سنگينى وزن مشترى به طرف زمين و مچ محكم استاد حاجى كه كلبتين را همچنان به دندان او محكم كرده بود دندان را بيرون كشيده مشترى لنگ از سرش بدر رفته وسط دكان در ميغلطيد و خنده تماشاچيان كه دكان را پر كرده بود ! اين ابتكاراتى بود كه تنها استاد حاجى به كار برده كس ديگر را شهامت آن حاصل نگرديده بود و پس از چهار پايهها نوبت صندلى و بست و بندهاى آن ميرسيد ، براى مواقعى كه دندان كمرشكن شده يا پوسيدگى آن موجب شكستتنش شده ريشه يا نصف آن در فك باقى مانده بود ، كه اول با دلدارى اطرافيان مشترى به روى صندلى قرار گرفته تسمهها يكى پس از